برنامه ریزی
اصلي ترين وظيفه اي كه هر بالادست در ايفاي نقش مديريتي خود دارد، وظيفه برنامه ريزي است. در انجام اين وظيفه است كه بالادست وظايف، اولويت ها، شاخص ها و اهداف عملياتي اعضاي تيم كاري خود را تعيين مي كند. در بيان اهميت برنامه ريزي اشاره به تمثيلي جالب، عاري از لطف نيست كه برنامه ريزي را به تيز كردن تبر تشبيه كرده اند! هر قدر تبر تيزتر باشد، در شكستن هيزم ها عرق كمتري ريخته مي شود.
به قول ايكاف از كتاب برنامه ريزي تعاملي، وظيفه برنامه ريزي زماني درست و تمام شده تلقي مي شود كه در انتهاي جلسه برنامه ريزي، مافوق و عضو تيم كاري به درك مشتركي از كار مورد نظر رسيده باشند.
مربی گری
چگونه مي توان اطمينان پيدا كرد كه برنامه تعيين شده، به دقت به اجرا خواهد رسيد؟ به عبارت بهتر، از كجا مي توان اطمينان يافت كه دانش و مهارت و ويژگي لازم براي برنامه و هدف مورد نظر در فرد وجود دارد؟
چگونه مي توان از شروع و تداوم حركت فرد در مسيري كه در برنامه ريزي تنظيم شده است، اطمينان حاصل كرد؟
چگونه مي توان تشخيص داد كه اساسا كدام فرد براي كدام وظيفه مناسب ترين است؟ آيا مي توان هر وظيفه اي را به هر فرد سپرد و انتظار عملكرد بالا داشت؟ آيا مي توان رفع همه كمبودهاي دانشي، مهارتي و ويژگي را از آموزش انتظار داشت؟ چگونه مي توان به بهترين شكل ممكن، استعداد افراد را شناسايي و شكوفا كرد؟ مربي گري پاسخ اين سوالات است. راستي تقدم با كدام است؟ برنامه ريزي و يا مربي گري؟؟؟
رهبری
چگونه مي توان اطمينان پيدا كرد كه افراد براي تحقق اهداف شان، همه دانش و مهارت و توانمندي هاي شان را بكار مي گيرند؟ يا اساسا، چكار كنيم كه فردي كه داراي بهترين برنامه است، و نيز با مربي گري اصولي داراي بالاترين حد آمادگي و دانش و مهارت است، داشته هاي خود را در خدمت سازمان قرار دهد؟
مافوق براي همراه كردن افرادش براي بكارگيري همه توانشان جهت تحقق اهداف سازمان، چه بايد بكند؟
در تعريف رهبري مي گويند فرايند نفوذ بر افراد جهت تحقق اهداف و در تعريف نفوذ گفته مي شود؛ فرايندي كه در آن مخاطبها (پيروان- اعضاي تيم كاري) در شرايطي از نظر روحي و رواني قرار مي گيرند كه با خلوص هر چه تمام تر و از صميم دل به دنبال تامين و تحقق خواسته هاي مافوق مي روند.
خلاصه و جمع بندی
هر مافوق بايد سه نقش را در قبال تك تك اعضاي تيم كاري اش انجام دهد؛ هدفگذاري با برنامه ريزي ميسر مي شود. تجهيز افراد به دانش و مهارت كه با مربي گري ممكن مي شود و بالاخره، نفوذ در قلبها جهت بكارگيري همه داشته ها، دانش و مهارت و استعداد، که با ايفاي نقش رهبري ميسر مي شود.
این مبحث ادامه دارد...